با نام و یاد خدای مهربان
نامه با تاخیر منتشر شده دکتر فرهاد رهبر(رئیس سابق برکنار شده سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور) که در آبان سال گذشته به رئیس جمهور نوشته شده بود بار دیگر سازمان و بیش از آن نحوه مواجهه دکتر احمدی نژاد با نهاد برنامه ریزی کشور را -که وارد۶۰ سالگی خود می شود - در کانون توجهات افکار عمومی به ویژه محافل اقتصادی قرار داد.
با انتشار نامه که حاکی از نه استعفا بلکه برکناری رئیس سازمان بود ابعاد تازه ای از تصمیم رئیس جمهور مبنی بر انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نمایان شد و دوباره این زخم کهنه نزد مشفقان برنامه ریزی کشور - به ویژه کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی - سر باز کرد که چرا درطول تاریخ حیات این سازمان سیاستهای مورد عمل آن مانند تخصیص بهینه منابع،کنترل مصارف،نظارت و پیگیری،ارزیابی عملکرد و...معمولا" به مذاق دولتمردان خوش نیامده است؟ و سئوال مهم ديگر اینکه مگر دكتر رهبر از افراد مورد وثوق رئيس جمهور نبود؟ پس چگونه قبل از بركناري مي گويد:
" احساس مي كنم فرمان ماشين سازمان در دستان من نيست و كسان ديگري آن را هدايت مي کنند."
مگر آنها از سازمان چه می خواستند که دکتر رهبر هم نتوانسته بود برآورده سازد؟ رئیس سازمان چه کرده بود که رئیس جمهور به او هشدار می داد اگر همراه دولت نباشد باید با سازمان خداحافظی کند؟ آیا اگر رئیس سازمان در اعتراض به نحوه هزینه کردن اعتبارات بی ردیف(بی محل) بگوید: " قبول دارم که ما درسفرهای استانی گل می کاریم اما برای آبیاری این گلها فقط یک پارچ آب داریم"باید با برکناری مواجه شود؟
آنانی که مدعی انبوه کار کارشناسی(به ویژه در مورد انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی استانها) هستند باید پاسخ دهند که کجای این استدلال منطقی و کارشناسی ایراد دارد؟
فراز هایی از نامه دکتر رهبر به رئیس جمهور را که در اعتراض به تصمیم انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی استانها نوشته شده مرور می کنیم :
- در راستای مسلوب الاختیار کردن ساز مان مدیریت و برنامه ریزی تصمیمی فاقد مبانی کارشناسی و شتاب زده اتخاذ و بیان کرده اید... که در عمل به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور می انجامد.
- صرف انتقال وظیفه از سازمانی به دستگاه دیگر نه تنها امکان اجرای دستورات خارج از ظرفیت اقتصاد ملی را میسر نخواهد کرد بلکه تداوم این روند ... نگرانی تبدیل آسیب های فعلی به بحرانهای احتمالی در دراز مدت و حتی میان مدت را تشدید خواهد کرد.
-این تصمیم باعث تشدید بخشی نگری، ناکار آمدی هزینه کرد اعتبارات و غلبه تمایلات سیاسی،فردی،قومی و منطقه ای برنظر کارشناسی شده و.... که در تضاد آشکار با منافع ملی است.
- ادامه این روند را که به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور می انجامد به مصلحت نظام و دولت نمی دانم.
اما آنچه در نامه دکتر رهبر بیش از همه موارد فوق مرا تحت تاثیر قرار داد شاه بیت پایانی نامه بود که حکایت از بلند طبعی و نیز تفکر علمی و کارشناسی او داشت ، موضوعی که متاسفانه عمل به آن در نظام مدیریتی ایران درحد یک استثنا باقی مانده و به قاعده تبدیل نشده است.دکتر رهبر به رئیس جمهور می نویسد:
"از پذیرش پیشنهاد مسئولیتی که به موازی کاری می انجامد و به طور مبنایی مغایر با عقیده و نظر کارشناسی اینجانب است معذورم."
این دیدگاه مغایر و در تضاد با افکار طرفداران تئوری خطرناک "الحق لمن غلب" است که با پیش گرفتن سیاست باری به هرجهت خود را متناسب با شرایط مختلف به هر رنگی در می آورند تا بمانند و بهره ها ببرند.اکنون هستند کسانی که در مواجهه با موضوع ادغام(بخوانید انحلال) کنج عافیت گزیده اند و کوچکترین اظهار نظری در خصوص تبعات آن نمی کنند.
آنان دکتر فرهاد رهبر را تنها گذاشتند و چه بسا در مفید بودن این تصمیم قصیده ها سرودند و با قیافه ای حق به جانب گفتند:" برای ما چه فرقی می کند! ما مستخدم دولت هستیم ،چه سازمان مدیریت، چه استانداری!" به یک معنا راست می گویند،برای آنها فرقی نمی کند! اما نمی دانند که با این سخنان خود چه ضربه ای به تن رنجور نهاد برنامه ریزی کشور وارد می آورند و چه آوار سنگینی را بر سر کارشناسان آن فرو می ریزند.درست است برای افرادی که چون موم هر روز به شکلی در می آیند فرقی نمی کند اما بی هیچ تردیدی برای آنان که در طول سالیان متمادی دغدغه اعتلای نظام برنامه ریزی کشور را داشتند بسار فرق می کند،همچنانکه دکتر رهبر نشان داد برایش فرق دارد و با ین کار نام خود را در تاریخ سازمان جاودانه کرد.بی شک تاریخ نیز قضاوت خود را خواهد کرد، هم مدیران اندیشمند ،دلسوز و جسوری چون دکتر رهبر را به خاطر خواهد سپرد و هم افرادی چون موسی خیر را.!
همچنانکه از صفی اصفیا،ابوالحسن ابتهاج،عبدالمجید مجیدی ،سمعیی،فرمان فرماییان،عزت ا...سحابی،محمدتقی بانکی،مسعود روغنی زنجانی،محمدعلی نجفی،محمدرضا عارف،محمدستاری فر، برادران شرکاء و...تصویر هایی در ذهن ما نقش بسته است،امیر منصور برقعی نیز صاحب تصاویر خاص خود خواهد بود.
کاش مشی دکتر رهبر در نظام مدیریتی ما به یک قاعده تبدیل شود و کسی بر خلاف اعتقاد و باورهایش مدیریت نکند و هیچگاه از انتقاد در برابر تصمیمات غیر کارشناسی نهراسد.
چند روز پیش شبکه سه سیما در اقدامی خوب اما دیر با آقای سید حسن خمینی( نوه حضرت امام ) مصاحبه ای ترتیب داده بود.او با ادبیات زیبا و بی ریای خود حرفهایی در مورد امام می زد که در این سالها کمتر گفته شده بود.از اسلام کاریکاتوری انتفاد می کرد و از نگاه امام نسبت به سلائق سیاسی کشور سخن می گفت.او نقل قولی از امام کرد که بسار مهم بود و تازگی داشت به گونه ای که مجری برنامه برای اطمینان از آنچه که شنیده است دوباره پرسید و سید حسن دوباره تکرار کرد که امام می گفت :
"انتقاد و بلکه تخطئه از الطاف الهی است."
کاش.....و هزاران کاش دیگر!!