رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
با یاد ونام خدای مهربان
یکی از اتفاقات جالبی که در دولت فعلی رخ می دهد مصادره به مطلوب کردن آمار و اطلاعات می باشد. شاخص هایی مانند نرخ تورم، نرخ بیکاری، میزان سرمایه گذاری خارجی ،نرخ سود تسهیلات بانکی و...چنان دچار آشفتگی وسیاست زدگی شده اند که نه تنها اقتصاددانان و برنامه ریزان بلکه عموم مردم نیز ازاین همه استخوان لای زخم گذاشتن مسئولان وبهره برداری سیاسی آنان از آمار متحیرند.من در اینجا به یک نمونه اشاره می کنم:
دربودجه مفهومی به نام"اعتبار" وجود دارد.به طور کلی به همه وجوهی که ازمحل بودجه عمومی دولت برای تامین هزینه های جاری(عموما" حقوق ومزایای کارمندان ) و هزینه اجرای طرحها و پروژه های عمرانی صرف می گردد اعتبار گفته می شود.نکته مهم موضوع این است که اعتبارات بودجه عمومی از محل فروش نفت و گاز ،مالیاتها و سایر درآمدهای دولت تامین می گردد.
درمقابل مفهوم اعتبار مفهوم "تسهیلات"قرار دارد.تسهیلات هیچ ارتباطی به بودجه عمومی دولت ندارد و ازطریق بانکها برای تامین مالی طرحهای اقتصادی ـ که عموما" مربوط به بخش غیر دولتی است ـ اختصاص می یابد.نکته مهم این بحث نیز آن است که تسهیلات نه از محل بودجه دولت بلکه از محل سپرده های متراکم مردم نزد بانکها تامین می گردد. بر همین اساس نیز گیرنده تسهیلات موظف است اصل آن را با سود معینی به بانک برگرداند.
چیزی که اکنون اتفاق افتاده ـ به ویژه پس از طرح بنگاه های کوچک و زود بازده ـ آ ن است که مسئولین محترم دولت این دو منبع را که ماهیتا" هیچگونه سنخیتی باهم ندارند چنان در هم آمیخته اند که حاصل آن برای نمایاندن عملکرد مطلوب دولت بکار گرفته شود.
برای مثال وقتی رئیس جمهور محترم در سفرهای استانی خود اعلام می کند که به فلان شهرستان ۲۰۰۰ میلیارد ریال اعتبار دادیم و مدیران ارشد استان می گویند که این اعتبار بعد از انقلاب سابقه نداشته است، بدون شک تردید نکنید که موضوع ارتباطی به افزایش اعتبارات دولتی آن شهرستان ندارد و ناشی از تسهیلات بانکی می باشد.
شهروندان نیز که اطلاعاتی از جزئیات موضوع ندارند تصور میکنند که اعتبار ۱۰۰ میلیارد ریالی شهرستانشان در دولت گذشته به ۲۱۰۰ میلیارد ریال در دولت فعلی افزایش یافته است.پس این معجزه نیست چیست؟!
سطحی نگری ،عدم توجه به تحلیل ها و هشدارهای کارشناسی ،خود را بانی همه عملکردهای مثبت دانستن و دیگران را متهم کردن تبعات بسیار زیان باری دارد ،انتظارات نامعقول لایه های مختلف جامعه را بالا می برد و به قول دکتر فرشاد مومنی که یکی از اقتصاد دانان دلسوز کشور است ،نوعی گروگان گیری دولت بعدی است.
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد