دولتها و توسعه آذربایجان غربی
با نام و یاد خدای مهربان
آذربایجانغربی درکنار قابلیت ها،استعدادها و فرصتها یی که دارد از تنگناها،محدودیتها و تهدیدها یی نیز رنج میبرد.یکی ازچالشهای مهم که آذربایجانغربی سالیان متمادی درکناردیگرتهدیدها با آن دست به گریبان بوده نحوه نگرش دولتهای مختلف به این استان میباشد که نتایج خوشایندی را به بار نیاورده است.به استنادآمار واطلاعات وبا قطعیت میتوان گفت که در ارتباط با میزان و تنوع سرمایه گذاری دولتی،آذربایجانغربی یکی از کم برخوردارترین استانها بوده و بر همین اساس رتبه توسعه یافتگی استان در حدی نیست که موجب سرافرازی گردد.
نکته غم انگیز و تاسف بار ماجرا اینجاست که آن موقع که بهار سرمایه گذاری دولتی بود خزان فراموشی و بی توجهی آذر بایجانغربی را فرا گرفته بود،اگر چه به صراحت و برای عموم گفته نمیشد اما هزار اگر و شاید و اما آورده میشد که استان ناامن است و به اصطلاح در وضعیت قرمز قرار دارد و آن موقع که وضعیت سفید گشت استدلال آورده شد که دیگر وقت سرمایه گذاری دولتی گذشته و باید بخش خصوصی وارد عرصه شود و دولت صرفا" مدیریت خواهد کرد! غافل از آنکه با این استدلال ـ به ظاهر منطقی و درباطن تبعیض آمیز ـ محرومیت و توسعه نیافتگی آذربایجان غربی تشدید میشد و هرسال شکاف آن با استانهای برخوردار بیشتر می گردید.
دلایل کاملا" مشخص بود:از یک سو استان هرچه ظرفیتهای محدود خودرا بکار میگرفت نمیتوانست با استانهای توسعه یافته که به مدد پمپاژ انواع سرمایه گذاری ناشی از اراده اقتصادسیاسی راه ترقی و پیشرفت را در پیش گرفته بودند رقابت کند و ازسو ی دیگر با سئوال بزرگی روبرو بود که پاسخ ساده ای نداشت:بخش خصوصی میپرسید اگر فضای استان برای سرمایه گذاری مناسب است چرا دولت تا بحال این کار را نکرده است؟
بدین ترتیب استان در دور باطلی افتاده بود:یکطرف آن دولت بود که میگفت دیگر وقت سرمایه گذاری من گذشته و من نمیتوانم بنگاه داری کنم و از دیگر سو بخش خصوصی دنبال رد پای گذشته دولت درعرصه سرمایه گذاریهای کلان استان میگشت تا ازبرگشت سرمایه اش اطمینان حاصل کند.و حاصل این میشد که استان به سرمایه گذاریهای اندک که عموما" صرف نگهداشت وضع موجود بود دل خوش میکرد.
اکنون آنچه که میتواند آذربایجان غربی را از این وضعیت خارج نماید سرمایه گذاریهای کلان دولت به ویژه شرکتهای سرمایه گذاری دولتی دراستان میباشد.حتی اگر دوره سر مایه گذاری دولتی نیز گذشته باشد دولت برای جبران کم توجهی بزرگی که به این استان شده بایدآن را انجام دهد.فقط و فقط از این راه است که بخش غیر دولتی سیگنالهای امیدبخشی را مبنی براطمینان ازسرمایه گذاری دریافت خواهدکرد و وارد میدان خواهدشد.به مدد سرمایه گذاری های کلان دولت درطرح های بزرگ مقیاس هست که انبوهی از پروژه های پایین دستی نیزشکل خواهدگرفت و فضای کسب و کار را دراستان رونق خواهد داد و توسعه را برای استان به ارمغان خواهد آورد.
به طورمثال تکمیل رنجیره های زیربنایی استان حداقل توقع و پیش نیازی است که بخش غیردولتی انتظار دارد دولت با سر و سامان دادن به آن زیرساختهای لازم رابرای تسهیل سرمایه گذاری را فراهم نماید و نیز این موضوع را که سرمایه گذاری در استان توجیه دارد اثبات کند.علیرغم همه تلاشهای قابل تقدیری که در دولتهای گذشته و نیز دولت فعلی شده هنوز این زیرساخت ها کامل نگردیده است. بزرگراه شهید کلانتری یکی از زیرساختهای اساسی آذر بایجانغربی است که به مصداق محک مردم استان جهت آزمون میزان اهتمام دولت(دردوره های مختلف) به سرمایه گذاری های اساسی دراستان تبدیل شده است.
تاخیردراجرای این پروژه - که به یک موضوع حیثیتی برای مردم استان تبدیل گردیده -برای سرمایه گذاران بخش خصوصی نیزاین سئوال را پیش آورده که آیا برای اجرای یک پل ۷/۱ کیلومتری که مسئولیت آن با دولت است ۲۵ سال باید انتظار کشید؟ و سئوال اساسی دیگر:اگر این پروژه مربوط به یکی از استانهای نورچشمی بود باز هم اجرای آن ۲۵ سال طول میکشید؟براین اساس با تسریع در اتمام این گونه طرحها و نیز شروع طرحهای بزرگ مقیاس است که می توان بخش خصوصی را برای سرمایه گذاری های اساسی ترغیب نمود و پس از آن داعیه "دولت، سرمایه گذار خوبی نیست" را در آذربایجان غربی مطرح نمود.
اگر این راهبرد عملی نشود و از طرف دیگردامنه اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی فضای اقتصادی و تجاری استانها را نیز در برگیرد،باز استان آذریایجانغربی در مسیر اما و اگر و شاید و هزار پیش شرط دیگر قرار خواهد گرفت.جبران کم توجهی به آذربایجانغربی (از ناحیه هر دولتی که باشد) یکی ازمطالبات اساسی مردم استان میباشد،به ویژه اکنون که گفتمان عدالت در سرلوحه برنامه های دولت قرارگرفته مسئولیت اجرای آن بیش از همه بر دوش نماینده ارشددولت در استان سنگینی میکند.تلاش برای عملی شدن این راهبرد فارغ از همه مناسبات و گرایشهای سیاسی ،قومی و مذهبی وظیفه همه ماست.
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد