مبناي برنامهريزي سازمان مدیریت شش برنامه خانمان برانداز طاغوت بود!
با نام و یاد خدای مهربان
اتهام سنگین و توهین مجدد احمدی نژاد به سازمان مدیریت و برنامه ریزی

احمدينژاد: ما در كشور خود سازماني به نام مديريت و برنامه ريزي داشتيم كه در سال 1328 توسط آمريكا در ايران تاسيس شد و بيش از 50 سال به كار خود ادامه داد و مسئوليت آن برنامهريزي كشور و تنظيم برنامههاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي بود.
البته صرفنظر از افراد پاك، صادق و سالمي كه در اين سازمان كار ميكردند مبناي برنامهريزي آنها وارداتي و آن چيزي بود كه از آن سوي آنها و همان نظم برنامهريزي غربي و همان شش برنامه خانمانبرانداز طاغوت بود كه يكي از آنها نابود كردن كشاورزي، فرهنگ آرماني ملت ما و به ذلت كشيدن ملت ما در برابر قدرتهاي جهاني بود.
آفرين بر انديشه شهيد رجايي و درك الهي و اسلامي او كه وقتي به رياست جمهوري رسيد، دستور داد كه اين سازمان را منحل كنند و يك سازمان بر اساس انديشه ديني و الهي پايهگذاري كنند، اما دشمنان منافق كه از انديشه و نگاه عميق و برنامه بنيادين رجايي براي ساختن ايراني عزتمند هراس داشتند براي عدم اجراي برنامههايش او را شهيد كردند.
كار و برنامه شهيد رجايي بر زمين ماند و آن سازمان با نوساناتي كار خود را ادامه داد تا سال 1386 كه با الهام از برنامه او، اين سازمان دچار تحولات بنيادين شد./ منبع: خبرگزاری فارس
بانکی: سازمان برنامه در مان شهید رجایی قوام یافت.
روغنی زنجانی: امام قانون مداری سازمان را تحسین می کرد.
ستاری فر: آقایان از شهید رجایی چه می خواهند.
مظاهری: شهید رجایی دنبال انحلال سازمان نبود.
مردوخی: اتهام آمریکایی بودن سازمان سنگین است.
فرشاد مومنی :شهید رجایی به گزارش های سازمان استناد می کرد.
اعتمادملي،: در حالي كه سه نامزد انتخابات رياست جمهوري احياي سازمان مديريت و برنامهريزي را جزو برنامهها و شعارهاي اصلي خود اعلام كردهاند، محمود احمدينژاد ضمن توجيه انحلال سازمان، اين بار پا را فراتر گذاشته و با اشاره به راهاندازي نهاد برنامهريزي توسط آمريكاييها مدعي شده است كه نخستين بار شهيدرجايي دستور انحلال سازمان برنامه و بودجه را به دليل ماهيت غربي آن صادر كرده است. محمود احمدينژاد كه روز چهارشنبه در تداوم سفرهاي استانياش به قزوين سفر كرده بود، در جمع مردم اين شهر گفت: «شهيدرجايي با درك الهي و اسلامي دستور داد سازمان مديريت را منحل و سازماني براساس انديشه ديني پايهگذاري كنند اما با شهادت ايشان اين امر بر زمين ماند تا سال 1386 كه با الهام از برنامه او، اين سازمان دچار تحولات بنيادين شد.» محمود احمدينژاد در ادامه سخنرانياش گفته است: «ما در كشور خود سازماني به نام مديريت و برنامهريزي داشتيم كه در سال 1328 توسط آمريكا در ايران تاسيس شد و بيش از 50 سال به كار خود ادامه داد...» رئيس دولت نهم گفته است «آفرين بر انديشه شهيدرجايي و درك الهي و اسلامياو كه وقتي به رياست جمهوري رسيد دستور داد كه اين سازمان را منحل كنند و يك سازمان براساس انديشه ديني و الهي پايهگذاري كنند.» محمود احمدينژاد در حالي انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي را به شهيد رجايي نسبت داده است كه بسياري از اعضاي كابينه و مديران ارشد سازمان برنامه و بودجه در دولت شهيدرجايي اين موضوع را تكذيب ميكنند و ميگويند شهيدرجايي به هيچ عنوان مخالف سازمان برنامه و بودجه نبود و آنچه در زمان رياست «موسي خير» صورت گرفت، تعطيلي موقت سازمان برنامه و بودجه بود كه براساس مصوبه شوراي انقلاب براي تجديد ساختار و احيانا پاكسازي برخي افراد وابسته به رژيم پهلوي صورت گرفت. روايت اعضاي كابينه دولت شهيد رجايي و مديران وقت سازمان برنامه و بودجه نشان ميدهد كه براساس مصوبه شوراي انقلاب، عباس دوزدوزاني نيز براي مدت زماني كوتاه، وزارت ارشاد ملي را تعطيل كرد تا بهزعم خود، اين وزارتخانه را از وجود برخي كارشناسان طاغوتي و نيروهاي غيرانقلابي پاك كند. موسي خير اگرچه نخستين رئيس سازمان برنامه و بودجه پس از انقلاب نبود اما او از ديگر روساي سازمان، پس از انقلاب، انقلابيتر بود بنابراين با استفاده از مصوبه شوراي انقلاب، 17 روز درهاي سازمان برنامهوبودجه را به روي برخي كارشناسان بست اما خود و برخي از مديران وقت سازمان، همچنان در محل كار خود حاضر ميشدند. مدتي بعد، با حكم شهيد باهنر، محمدتقي بانكي به رياست سازمان برنامهوبودجه منصوب شد و در حالي كه رجايي هنوز زنده بود، محمدجواد باهنر از محمدتقي بانكي خواست تا براي اداره كشور، برنامهاي جامع تهيه و تدوين كند. محمدتقي بانكي و همكاران او، دو ماه پيش از شهادت رجايي و باهنر، هسته مركزي سازمان برنامه و بودجه و كميته برنامهريزي را بنا نهادند كه اين كميته تا چند سال بعد تداوم يافت و اگرچه سند برنامه تنظيم شده توسط آنها به دليل مسائل سياسي در مجلس اول شوراي اسلامي رد شد اما حقيقت اين است كه برخلاف ادعاي آقاي محمود احمدينژاد، هسته اوليه برنامهريزي پس از انقلاب در دولت شهيدرجايي گذاشته شد. محمود احمدينژاد ادعا كرده است كه نخستينبار شهيدرجايي طرح انحلال سازمان برنامه و بودجه را مطرح و آن را عملي كرده است اين در حالي است كه محمدتقي بانكي، معاون نخستوزير و رئيس وقت سازمان برنامه و بودجه، به خاطر ندارد كه شهيدرجايي چنين رويكردي را رد ميكند. گذشته از آن، دكتر علينقي مشايخي كه معاون اقتصادي محمدتقي بانكي بوده است نيز چنين اعتقادي ندارد و معتقد است «سازمان فقط براي مدت كوتاهي آن هم به دليل تسويهحساب با برخي كارشناسان (غيرانقلابي) سازمان به صورت موقت حدود دو هفته تعطيل شد.» مسعود روغنيزنجاني كه پس از محمدتقي بانكي در دوره نخستوزيري موسوي و رياستجمهوري هاشمي، رياست سازمان برنامه و بودجه را برعهده داشته است، نيز ميگويد: «مخالفان اصلي سازمان، روحانيون نبودند و امام(ره) نيز هرگز موافق انحلال سازمان برنامه و بودجه نبودند و در عوض از گزارشهاي كارشناسي سازمان استقبال ميكردند.» محمود احمدينژاد در تيرماه سال 1386 در اقدامي عجيب، دستور انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي را صادر كرد. از آن زمان تاكنون، كارشناسان اقتصادي، برنامهنويسان و تحليلگران وابسته به هر دو گروه اصولگرا و اصلاحطلب، نسبت به انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي به محمود احمدينژاد انتقاد ميكنند اما رئيس دولت نهم در تازهترين سخنراني انتخاباتياش انحلال سوال برانگيز نهاد برنامهريزي كشور را به شهيد رجايي نسبت داده است تا شايد به اين وسيله اندكي از فشار انتقادهاي وارد شده به اين اقدام بكاهد. مشخص نيست محمود احمدينژاد كه در اين زمان حداكثر مسووليت بخشداري يا فرمانداري را عهدهدار بوده است. براساس چه سند و مدركي، مدعي شده است كه شهيدرجايي قصد داشته سازمان برنامه و بودجه را منحل كند؟ بهنظر ميرسد حكايت انحلال سازمان مديريت و برنامهريزي با ادعاي تازه آقاي احمدينژاد و واكنش صريح مديران دولت شهيدرجايي ظرف روزهاي آينده ابعاد تازهاي هم پيدا كند. محمدتقي بانكي كه در دولت شهيد رجايي پس از موسيخير مسووليت سازمان برنامه را برعهده گرفت در واكنش به اين اظهارنظر كه شهيد رجايي به دنبال تغيير رويكرد سازمان برنامه بود، گفت: بررسي هر پديده بايد با توجه به مقتضيات زماني و مكاني آن صورت بگيرد، زيرا اگر غير از اين باشد نتيجهگيريها و فهم از كل ماجرا زير سوال است. بانكي با اشاره به شرايط انقلابي آن زمان اظهار كرد: در آن دوره نظام كارشناسي بهدليل تغيير ساختاري كه در كشور صورت گرفته بود با انديشه مديران جديد ناآشنا بود. رئيس سازمان برنامه در دوران شهيد رجايي با تاكيد بر اينكه ابهام بهوجود آمده مختص كاركنان سازمان برنامه نبود و تمامي دستگاهها را دربرميگرفت، ادامه داد: به همين دليل با ورود برخي چهرهها كه هم با خواست انقلابيون آشنا بودند و هم الزامات حوزه كارشناسي را درك ميكردند شكاف بهوجود آمده رفع و دستگاههاي اجرايي به روند حركتي خود ادامه دادند. بانكي در پاسخ به اين سوال كه احياي برنامهريزي پس از تعطيلي چندروزه چگونه انجام گرفت، گفت: در زمان رياستجمهوري آقاي رجايي و نخستوزيري شهيد باهنر پايه مجدد برنامهريزي گذاشته شد. بانكي ادامه داد: اتفاقا شهيد باهنر بر احياي سازمان برنامه به شكل كارشناسي خود تاكيد داشتند و در مذاكراتي كه با من داشتند، خواهان آن بودند كه هر چه سريعتر اين كار صورت بگيرد و كارشناسان سازمان برنامه كار خود را مجددا از سر بگيرند. وي با روايت احياي مجدد سازمان برنامه با بهرهگيري از اقتصادداناني نظير محمد طبيبيان، علينقي مشايخي، طهماسب مظاهري، علي كلاهدوز و... افزود: حضور اين چهرهها كمك كرد كه نظام كارشناسي و مديران اجرايي به يك درك مشترك از برنامهريزي برسند. بانكي شاهد سخن خود را نطق ميرحسين موسوي در هنگام اخذ راي براي نخستوزيري عنوان و اظهار كرد: مهندس موسوي در نطق خود به شدت بر تقويت و ارتقاي جايگاه سازمان برنامه تاكيد داشت و اين همان خواستي بود كه شهيد باهنر از من و همكاران در سازمان برنامه داشتند زيرا پس از مشخص شدن جايگاه اين سازمان در نظام مديريتي آنها به دنبال اتخاذ رويكرد علمي و كارشناسي از سازمان بودند. وي افزود: شهيد باهنر اعتقاد داشت سازمان برنامه در نظام تيمسازي بايد محور قرار گيرد.
هاشمی رفسنجانی: سازمان برنامه باید حضور داشته باشد
هشدار مجدد مهندس در باره عواقب خطرناک حذف سازمان مدیریت
رییس سابق سازمان مدیریت و برنامهریزی: احیای سازمان مدیریت اولین کار رییس جمهور آینده است/قلم
هشدار مجدد میرحسین به عواقب انحلال سازمان برنامه
احیای نظام برنامه ریزی مهم ترین وظیفه دولت دهم/سرمایه
احیای مجدد سازمان مدیریت و برنامه ریزی ؛ وظیفه مهم دولت آینده/حسن روحانی
توکلی: ارائه زودهنگام لایحه اصلاحیه بودجه از آثار انحلال سازمان مدیریت است
قانون بودجه سال ۱۳۸۷ : سازمان مدیریت و برنامه ریزی احیا شد!!/ناصر حضرتی
سازمان مدیریت و برنامه ریزی قرباني سياست
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد