يک دوربرگردان عجيب / یادداشتی از محسن آرمين
با نام و یاد خدای مهربان
۱- در کشورهاي مختلف جهان معمولاً از دو قشر فرماندهان نظامي و مديران ارشد سياسي انتظار مي رود سنجيده تر از ديگران سخن بگويند. علت اين انتظار هم روشن است زيرا اظهارنظر اين دو تيپ به دليل حساسيت مسووليتي که دارند، بر ساير حوزه هاي فعاليت اجتماعي، سياسي و اقتصادي تاثير تعيين کننده يي دارد. سخنان ناسنجيده از سوي اين دو قشر اگر از حد تصادف و اتفاق فراتر رود نتيجه يي جز تخفيف و کاهش شأن و اعتبار ايشان ندارد. يک فرمانده ارشد نظامي، يک روزنامه نگار يا تحليلگر سياسي نيست که هر روز بايد مطلبي بنويسد يا سخني بگويد و در نتيجه افزايش احتمال خطا و اشتباه يا ادعا و سخن بي مبنا در تحليل هاي او امر عادي تلقي شود. اظهارات بي مبنا و سخيف يک مقام بلندپايه نظامي علاوه بر منزلت او موجب مخدوش شدن اعتبار يک کشور مي شود. براي يک کشور و نظام هيچ افتخاري نيست که سخنان مقامات بلندپايه نظامي در داخل و خارج به هيچ انگاشته شود. از اين رو است که به طور متعارف مقامات ارشد نظامي در يک کشور به ندرت اما سنجيده سخن مي گويند.
2- سرلشگر بسيجي آقاي فيروزآبادي رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران از جمله مقامات ارشد نظامي است که هم انبوه سخن مي گويند و هم بي مبنا. ما البته به شنيدن شعارها و تحليل هاي سياسي بي محتوا و بي مبناي برخي از فرماندهان نظامي عادت کرده ايم. اما شنيدن حمايت صريح انتخاباتي رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران از دولت و سخنراني عليه رقباي سياسي دولت محبوب ايشان، حسابي جداگانه دارد. اشکال آقاي فيروزآبادي تنها اين نيست که برخلاف وصيتنامه امام راحل و قوانين جاري کشور به خود اجازه مي دهد مانند يک فعال حزبي به نفع اين جناح و عليه آن جناح شعار حزبي و انتخاباتي بدهد، که اگر عمل ايشان در اين حد بود تنها مصداق قانون شکني آشکاري تلقي مي شد که طي سال هاي اخير تلاش فراواني براي عادي کردن و ريختن قبح آن در جريان است. مشکل اصلي آقاي فيروزآبادي در اين است که علاوه بر زير پا گذاشتن وصيت امام و موازين قانوني، شأن و حرمت جايگاهي را که بر آن تکيه زده است، پاس نمي دارد.
3- چندي پيش نيز ايشان طي سخناني در جمع فرماندهان نظامي ضمن فحاشي عليه اصلاح طلبان فصل مشبعي در باب «نفوذ دشمن در بدنه دولت و مجلس» سخن گفته بودند. تصور کنيد کساني که اهل فکر و انديشه هستند وقتي از رئيس ستاد نيروهاي مسلح اين سخنان را مي شنوند، در برابر درهم ريختگي مفاهيم و معاني واژه ها و اصطلاحات، جز لبخندي تلخ از سر افسوس و تاسف چه کاري مي توانند بکنند.تاسفبارتر اينکه چنين اظهارات و تحليل هاي مشعشعي در جمع فرماندهان ارشد بيان شده باشد.در تمام جهان جز کشورهاي گرفتار بحران و کودتا، کدام کشور را ديده ايد که رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح آن، آن هم در جمع فرماندهان عاليرتبه نظامي به صراحت نسبت به نفوذ امريکا در بدنه و دولت هشدار بدهد؟
4- آقاي فيروزآبادي مي تواند به فکر اعتبار و وجاهت خود نباشد و نصايح دلسوزانه ما را که به سود خود او است، نپذيرد، اما نمي تواند به حرمت و اعتبار جايگاهي که برآن تکيه زده بي توجه باشد. وقتي ايشان با آن مسووليت مهمي که دارند نسبت به نفوذ دشمن در بدنه دولت و مجلس اعلام خطر مي کنند از دو حال خارج نيست؛ يا اين هشدار جدي است و ايشان به آنچه مي گويد اعتقاد دارد و دستگاه هاي امنيتي دست روي دست گذاشته اند تا آنجا که ايشان به عنوان رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران ناگزير از اعلام خطر علني شده است. در اين صورت ايشان به عنوان يک مقام عالي نظامي بايد به منظور قطع دست دشمن و امريکاي جنايتکار از دولت و مجلس، اقدام به مداخله نظامي کند. حالت دوم آن است که سرلشگر بسيجي آقاي فيروزآبادي به آنچه گفته است اعتقادي ندارد و اظهارات وي از جنس مانورهاي تبليغاتي سياسي به نفع يک جناح و عليه جناح ديگر است، در اين صورت علاوه بر زير پا گذاشتن وصيتنامه امام، حرمت جايگاه خويش را پاس نداشته اند. وقتي يک مقام عالي نظامي به نفوذ امريکا در دولت و مجلس هشدار مي دهد و آب از آب تکان نمي خورد، چگونه مي توان براي اظهارات مقامات نظامي در مسائل مهم و حساس نظامي و امنيتي مرتبط با مصالح کشور حساب باز کرد.
5- مقامات نظامي در کشور ما کم نيستند اما همواره تعداد انگشت شماري از مسوولان نظامي هستند که به خود اجازه دخالت در عرصه رقابت سياسي مي دهند و غيرمسوولانه سخن مي گويند. و جالب اينجاست که از اين ميان آنهايي که سابقه کمتري در دوران انقلاب و جنگ دارند يا اساساً هيچ سابقه و مسووليت نظامي در انقلاب و جنگ نداشته اند، تندتر و غيرمسوولانه تر و بي محاباتر سخن مي گويند و به تعبيري جبران مافات مي کنند.
آقاي فيروزآبادي به جاي فحش و تهمت عليه اصلاح طلبان و هشدار نسبت به نفوذ امريکا در مجلس و دولت يا تلاش براي انتخاب مجدد رئيس کنوني دولت بهتر است به فکر نجات ايرانياني باشند که اکنون ماه هاست اسير نظاميان امريکايي هستند. ايشان اگر خيلي نگران نزديکي با امريکا هستند، بهتر است به جاي متهم کردن احزاب و گروه هاي سياسي به رابطه با امريکا که هيچ سند يا نشانه عقل پسندي براي آن وجود ندارد و به جاي جست وجوي نفوذ امريکا در مجلس تنها به اين دليل که به خود اجازه داده است به دولت انتقاد کند، به اين بينديشند که چگونه يک شهروند امريکايي مشاور مقامات اجرايي کشور مي شود.

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد