كفتار ، كركس ، جغد
با نام و یاد خدای مهربان
از احمد پورنجاتی :
كفتار ، كركس ، جغد
غزه!
دخترك معصوم.
سیهچشم ، میان باریك ، گندمگون!
با رقه شرقی نگاهت ، در واپسین درنگ انتظار ،
میلاد «كلمه» را نوید میداد
و لبان بیرنگ «مریم باكره» را جلا میبخشید!
قهقهه جاری در پسكوچههای ناصره و نابلس ،
پژواك سرمستی كودكان تو بود ،
به پیشواز «مسیح»!
اما رمز این حصار وحشی سنگها را ،
آیا كسی هست – حتما باید باشد – كه بداند؟!
پس چرا ناگهان ، زهدان سترون تاجران ننگ ، تراوید؟!
«دروازهها» باز شد ، برای عبور «آذوقههای مرگ»!
سفره بگشایید!
به هركس سهمی خواهد رسید ، درخور و شایسته:
یك «بمب خوشگل و مامانی» برای تو!
به پاس هدیه تولد مسیح.
یك «جام خون» برای دروازهبان!
به پاس گشودن راه عبور.
یك «آروغ بزرگ» برای هرچه كنفرانس ، شورای امنیت ، سازمان ملل!
یك «ناز شست» برای عمو سام!
كه چه شرمنده میكند ، هر بار در ضیافت صلح!
پس ، سهم ما؟!
یك «پاكت پروپیمان» ، انواع خاكساری و منتپذیری و دعا!
به پاس این همه آیین مرثیه، غوغای تعزیه فریاد انتقام!
آیا كسی از قلم افتاد؟
سری بیكلاه ماند؟
آری ، وامانده «صلح»!
بازنده هماره بازار «جنگ» و «ننگ».
غزه!
دخترك معصوم!
آیا «عطای» این سفره را به «لقایش» خواهی بخشید؟
این «سفره» نیست كه:
كفتار میدرد ؛
كركس لاشه میبرد ،
جغد ناله و فغان سر میدهد!
و «تو»؟
همزمان با کشتار غزه؛ انتشار متن سخنان میرحسین موسوی/ کلمه
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد