- ما در محل مان کسبه زحمت کشي داريم که بنده اطلاعات مهم اقتصادي را از آنها مي گيرم چراکه آنها در بطن مردم زندگي مي کنند و از تمام حواشي خبر دارند.به طور مثال يک قصاب شريف در محل ما هست که از تمام مشکلات مردم اطلاع دارد. بنده هم اطلاعات مهم اقتصادي را از او ميگيرم.،اينها در دل مردم قرار دارند و از تمام موضوعات مطلع هستند. تمام اوضاع مالي مردم دست اين افراد است. بسياري از اصناف مخزن اسرار و محل اعتقاد و رجوع مردم هستند و من خودم در حال حاضر بسياري از اطلاعات را از اصناف محل مي گيرم. مي آيند مي گويند فلاني اين اشکال را دارد يا وضع مردم اين گونه است.

- ما قصابي در محل خود داريم که تمام اوضاع مادي مردم را به درستي در دست دارد و به من هم مي گويد. حتي خواربارفروش، ميوه فروش و همه اين گونه اند، براي اين که اصناف در دل و متن زندگي و از خود مردم هستند. همين اصناف بدون سروصدا اقتصاد کشور را اداره مي کنند.

- برخي مي گويند خصوصي سازي ولي من سر اين واژه مشکل دارم. برخي آن را مي پيچانند و اختصاصي مي کنند. ولي ما به اصناف اطمينان داريم. اين خانواده چون پاک است خود را از اين موضوعات پس مي زند.

- جاي ديگري که بايد درست شود سيستم بانکي است. سيستم بانکي بايد بيايد پايين و در متن زندگي مردم و نيازهاي مردم را جواب دهد و با سود پايين که حالا يک پله پايين آمده ايم. انشاءالله پله بعدي ميرويم تک رقمي. من به بانک ها گفته ام که دولت از شما سود نمي خواهد شما بايد چرخ اقتصاد را به گردش درآوريد.

- بانک ها متاسفانه به بنگاه هاي اقتصادي بدل شده اند. به همين دليل هر وقت خواستيم سود را کاهش دهيم صداهايي از برخي جاها بلند شد. بعضي از بانک ها وارد بازارها مانند مسکن يا آهن مي شوند. در اين شرايط اصناف اصلاً نمي توانند به فعاليت بپردازند. ما اصلاً به بانک هاي دولتي گفته ايم شما مگر دولتي نيستيد، پس اگر ضرر هم بدهيد ما تحمل مي کنيم و مشکلي نيست.

- اعتقاد من اين است که سود بانکي پايين بيايد و هرچه زودتر تک رقمي شود. با وام 12 درصد و 14 درصد و 16 درصد نمي شود تورم را پايين آورد و اقتصاد را حرکت داد. متاسفانه بانک هاي ما به بنگاه بزرگ اقتصادي تبديل شده اند. تجارت مي کنند، جنس مي خرند، خانه مي خرند، پس مردم چه کاره هستند؟ بانک ها بايد بروند کار بانکي کنند، کار بانک يعني تجهيز منابع و در اختيار مردم قرار دادن و اگر مي خواهد سرمايه گذاري انجام شود، کس ديگري بايد سرمايه گذاري کند نه بانکي که پول مردم در آن است بيايد و تبديل به بنگاه اقتصادي شود و به مردم زور بگويد.

- مي بينيد ما به چه سختي داريم اين سود بانکي را پايين مي آوريم. مي بينيد چقدر مقاومت است و يک علت آن است که بنگاه اقتصادي شده اند، در حالي که بانک بنگاه اقتصادي نيست بلکه واسطه بين مردم است.

- اگر مي خواهيم اقتصاد کشور اصلاح شود، سه جا را بايد اصلاح کنيم؛ يکي سازمان مديريت و برنامه ريزي است. اين سازمان بايد با نگاه ملي، مردمي و انقلابي برنامه ريزي کند. مثلاً گفته ميشود مردم امروز نيازمند تخم مرغ هستند و عده اي مي روند پول ها را به سمت بوقلمون هدايت مي کنند که البته آدم هاي خوبي هم هستند. ما شروع کرده ايم و به حول و قوه الهي انجام مي دهيم، ديديد هم که يک عده اي چقدر جيغ زدند و من مي دانم براي چه جيغ مي زنند. براي اين که حاصل پيچ وخم خوردن هاي کار در اين مجموعه خروجيش در جيب عده اي خاص ميرود و اگر مي خواهيد درست کنيد فرياد مي زنند.

یکي از جاهايي که به طور حتم بايد اصلاح شود ساختار سازمان مدیریت است. البته شما شايد به طور مستقيم چندان با اين سازمان درگير نباشيد. اين سازمان در حال حاضر به طور مثال در جايي که لازم است تخم مرغ بخريم به سمت بوقلمون متمايل مي شود و اين اشتباه است که در حال اصلاح آن هستيم. البته افرادي که منافع آنها در خطر قرار گرفته شما مي بينيد که هر روز سروصدا مي کنند.