تحلیل دکتر آرمین از استعفای لاریجانی : بحران در مدیریت بحران
لاريجاني در آن روزهايي که از معاوضه در غلتان و آب نبات مي گفت، با يقين و تلاشي شگفت آور از هر موقعيت و امکاني براي برهم زدن بازي و توقف و به بن بست کشاندن يا به بن بست رسيدن اقداماتي که در چارچوب سياست هسته يي پيشين صورت مي گرفت، کوتاهي نمي کرد. تا آنجا که به نظر برخي تحليلگران تبديل آن استراتژي به استراتژي جديد به ميزان زيادي مرهون و نتيجه تلاش هاي او است. اما خارج شدن از جايگاه و مسند تبليغات رسمي کشور در کسوت رياست رسانه ملي که با تمايلات حاد سياسي به نفع يک جناح و تفکر خاص حاکم بود، و تکيه زدن به جايگاه دبيري شوراي عالي امنيت ملي و مسووليت تيم مذاکره کننده در پرونده هسته يي کافي بود تا لاريجاني از حقايق و واقعياتي که تا پيش از آن زمان قادر به ديدن آن نبود، درک بهتري پيدا کند.
تجربه چند دور مذاکره با اتحاديه اروپا و درک بهتر واقعيات جاري کافي بود تا لاريجاني با فاصله گرفتن از آن موضع ديگر مذاکرات گذشته را دادوستد در غلتان و آب نبات توصيف نکند و در پاسخ به سوال هاي طعنه آميز خبرنگاران که آن جمله معروف را به او يادآور مي شدند، از ايشان بخواهد گذشته را به فراموشي بسپارند.
لاريجاني اميدوار بود که مي تواند آب رفته را البته به شکل ديگر يا با ظاهر ديگر به جوي بازگرداند و در اصلاح و ترميم آنچه که خود در آن نقشي مهم داشت توفيقي حاصل کند. اما واقعيت دنياي امروز و گذشت بي رحم زمان که فرصت ها را بسان برق و باد با خود مي برد، اين اميد را کمرنگ مي کرد. ديگر اروپا برخلاف گذشته بيش از آنچه تصور مي شد به امريکا نزديک شده و اوضاعي متفاوت با شرايط دوران اصلاحات حاکم شده بود، آن فرصت ها از دست رفته بود، صدور قطعنامه آژانس بين المللي انرژي هسته ای عليه ايران و ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد عرصه و فضا را به کلي تغيير داده بود. با ارجاع پرونده به شوراي امنيت و صدور قطعنامه عليه ايران ديگر اين تنها ايران نبود که موضوع هسته يي برايش مساله يي حيثيتي شده بود بلکه براي طرف اروپايي نيز همين احساس پيش آمده بود و همين امر بر پيچيدگي اوضاع و سختي دستيابي به يک توافق مرضي الطرفين مي افزود.
اما اين همه مانع از آن نمي شد که مرد جديد ديپلماسي هسته ای را از دستيابي به توافقي با اروپا اميدوار سازد توافقي که اگر چه هزينه هايي به مراتب بيشتر از آنچه در دوران اصلاحات ممکن بود،بر کشور تحميل مي کرد اما به مراتب کمتر از هزينه هايي بود که در صورت رويارويي بايد پرداخت مي شد. او اميدوار بود تا به اين ترتيب مشکل هسته ای را به گونه يي رفع و رجوع کند که ضمن رعايت مفاد قطعنامه شوراي امنيت، ايران دست کم در سطح سياسي و تبليغاتي بازنده ماجرا شناخته نشود و بتوان پايان ماجرا را حداقل به لحاظ تبليغاتي يک پيروزي جلوه گر ساخت.
اما علاوه بر مواضع متصلب امريکا که با ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت همراه بود، لاريجاني در تحقق هدف خود را با مشکل ديگري نيز مواجه مي يافت. اين مشکل برخلاف مشکل اول خارجي نبود. اگر چه تلاش مي شد تا چنين نمايانده شود که در داخل همگان درباره موضوع هسته يي نظري واحد دارند، اما پيش از همه، اين دست اندرکاران سياست هسته يي بودند که درباره چگونگي مديريت اين بحران گرفتار اختلاف نظر بودند.
يک ماه پيش که احمدي نژاد در نطق علني خود به برخي اقدامات خودسرانه در مذاکره با طرف هاي اروپايي اشاره کرد، خيلي ها تصور کردند اشاره او به آقاي روحاني است، اما آنان که با واقعيات پشت پرده آشنايي داشتند به خوبي دريافتند که انگشت اشاره احمدي نژاد به سوي لاريجاني است و نه روحاني. در واقع اختلاف نظر در نحوه پيشبرد مديريت پرونده هسته يي به تدريج مشکل هسته يي را خود با مشکل جديدي مواجه ساخته بود.
اين مشکل با آمدن پوتين به ايران پيچيده تر شد.اگرچه آقاي احمدي نژاد صريحاً اعلام کرد پوتين حامل هيچ پيامي درباره پرونده هسته يي براي ايران نبوده است اما پيش از او رسانه هاي گروهي اين جمله از آقاي لاريجاني درباره ديدار پوتين با رهبري را نقل کرده بودند که پيام شما را بررسي خواهيم کرد.اين پاسخ حاکي از آن بود که پوتين حامل پيشنهاد و مطلبي بوده که پاسخ به آن نيازمند بررسي است. ظاهراً اين پيام چنان مهم بوده که پوتين به جاي ارائه آن به همتاي خود يعني احمدي نژاد ترجيح داده بود آن را با رهبري در ميان بگذارد. از اين رو شايد منظور احمدي نژاد از اينکه پوتين حامل هيچ پيامي درباره پرونده هسته يي نبوده، اين باشد که وي حامل هيچ پيامي براي وي نبوده است.
اگرچه هنوز براي اظهارنظر درباره علل نزديک و نهايي که منجر به استعفاي آقاي لاريجاني شده است زود باشد اما مي توان احتمال داد که اين استعفا با پيام پوتين و اختلاف نظر ميان لاريجاني و احمدي نژاد در چگونگي پاسخ بدان بي رابطه نباشد. اختلاف درباره واکنش به اين پيام به ويژه در شرايطي که زمان تصميم گيري شوراي امنيت درباره ايران و صدور قطعنامه جديد نزديک مي شود، ظاهراً لاريجاني را با توجه به تشديد اختلافات مذکور از نتيجه بخش بودن مذاکرات و تلاش هاي ديپلماتيک نااميد ساخته است.
استعفاي لاريجاني احتمال ديگري نيز مي تواند داشته باشد.طي ماه هاي گذشته مذاکرات آژانس و مذاکرات با سولانا به نمايندگي اتحاديه اروپا در دو مشي موازي جريان داشت.مذاکره با آژانس عمدتاً در چارچوب دستگاه ديپلماسي دولت صورت مي گرفت يا دست کم اشراف دولت و احمدي نژاد بر اين مذاکرات بيشتر از مذاکراتي بود که لاريجاني شخصاً با سولانا انجام مي داد. امري که همواره مورد اعتراض و ناراحتي احمدي نژاد بوده است. مي توان چنين احتمال داد که پيام پوتين به گونه يي بوده است که اين فرصت را به احمدي نژاد داده است تا با بي حاصل بودن مذاکره با اروپا، مانع لاريجاني در انجام اين مذاکره شود. و اين يعني پايان کار لاريجاني در ديپلماسي هسته يي و ناگزيري او از استعفا.
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد