تبليغاتX
سوتک گلو - مناظره(2)

با نام و یاد خدای مهربان

بخش دوم گزارش رونامه شرق ازمناظره دکتر ستاری فر و دکتر رهبر

 بالاخره پس از مدت ها تابوي سخن گفتن در خصوص ناکامي هاي اقتصادي دولت نهم در سيما شکست و گفت وگوي ويژه خبري،فرصتي فراهم آورد تا به صراحت در مورد نبود آمار اقتصادي رسمي در دولت نهم صحبت شود. ستاري فر به عنوان يکي از نگارندگان نامه 57 اقتصاددان، نگراني خود را از اعلام نشدن اطلاعات اعلام کرد و در مقابل با بيان برخي شاخص هاي عملکرد از منفي شدن بسياري از روندها خبر داد.

در مقابل فرهاد رهبر رئيس سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي در دولت احمدي نژاد، هيچ آماري براي رد نظرات ستاري فر ارائه نکرد و تنها کوشيد با منفي جلوه دادن وضعيت کشور که سوغات دولت هاي گذشته است از دولت احمدي نژاد دفاع کند. رهبر در تمامي مناظره به آماري استناد کرد که در دوران ستاري فر تهيه شده بود و از دوران خود هيچ آمار مکتوبي براي ارائه نداشت. چه در دولت نهم تاکنون حتي گزارش هاي نظارتي برنامه و البته گزارش نظارتي چشم انداز ارائه نشده است.

 رهبر در بخشي از سخنان خود براي آنکه واردات بي رويه دولت نهم را به ويژه در اقلام کشاورزي توجيه کند گفت؛ «کشور در حال جنگ است.» سخن رهبر چنان گران و چنان عجيب است که هنوز حلاجي درستي از آن وجود ندارد.اعلام اينکه کشور در جنگ است آن هم از رسانه ملي، اذهان عموم مردم را مشوش مي کند و لازم است در مورد آن توضيح کافي داده شود. همچنين نکته جالب ديگر مناظره آن بود که پس از سوالات بسيار ستاري فر و آمار دقيقي که ارائه کرد، رهبر به ذکر حاشيه پرداخت و در پايان گفت حاضرم شاخص هاي مختلف بودجه را بياورم و در مورد آن صحبت کنم.

 سوال اينجاست که چرا دکتر رهبر دو شبي که در مناظره شرکت کرد هيچ شاخصي براي دفاع از دولت ارائه نکرد؟ به هر حال برگزاري مناظراتي از اين دست از جهات گوناگون به نفع اقتصاد کشور است. اولاً با برقراري چنين مناظره ها و بحث هايي ديگر آمار اقتصادي محرمانه تلقي نمي شود. دوم، امکان انتشار گزينشي آمار از بين مي رود، سوم اقتصاددانان عادت مي کنندبا زبان اقتصاد و با بيان شاخص و رقم سخن بگويند و در عرصه واقعي بحث کنند و چهارم ژست هاي سياسي وشعارهاي پوپوليستي در مقابل اعداد رنگ مي بازد. حالا ديگر نمي توان بدون عددو رقم به مردم تلقين کرد که شاخص هاي اقتصادي رو به بهبودي است.به قول محمد ستاري فر بايد پرسيد آيا صنوف مختلف، شادتر از قبل هستند؟



دومين شب مناظره ميان محمد ستاري فر و فرهاد رهبر با پاسخگويي ستاري فر به سوالاتي شروع شد که رهبر در واپسين دقايق شب اول مناظره مطرح کرده بود. سوال رهبر در مورد اين بود که رشد اقتصاد ايران بنا بر گزارش صندوق بين المللي پول و بانک جهاني مثبت بوده و اين گزارش مغاير نامه 57 اقتصاددان است. وي همچنين خاطرنشان کرد که فعلاً نيازي به کوچک کردن دولت نيست.

در پاسخ محمد ستاري فر گفت؛ «آقاي رهبر در مورد دولت کوچک صحبت کردند و گفتند فعلاً دولت کوچک مناسب نيست. خدمت ايشان بگويم که در ادبيات قانوني چشم انداز، سياست هاي کلي و ابلاغيه اصل 44، نظام به دنبال دولت متناسب است. در برنامه چهارم هم دولت متناسب داريم نه کوچک و نه بزرگ. دولت متناسب وظايف حاکميتي انجام مي دهد، به دور از غفلت از کار خود و مداخله در کار بازار و مردم. اين دولت بايد هدايتگر، آينده ساز، مشارکت جو و تعامل گرا با شهروندان وعوامل اقتصادي کشور باشد.»

وي افزود؛ «با جناب مهندس زنگنه، دو ماه در مورد قيمت نفت در برنامه چهارم بحث داشتيم. در زمان تدوين برنامه چهارم، وزارت نفت معتقد بود قيمت نفت زير 20 دلار خواهد بود و سازمان قيمت نفت را بين 20 تا 30 دلار عنوان مي کرد. نهايتاً در جدول شماره 4 برنامه چهارم مصوب شد که افزايش نسبت ماليات به توليد ناخالص داخلي به 8 درصد در سال 88 برسد. برآورد منابع حاصل از عوايد نفت هم 75632 ميليون دلار طي برنامه محاسبه شد. مقرر شد فروش اوراق مشارکت هم محدود شود و نهايتاً به صفر برسد. رشد اعتبارات هزينه اي هم بايد در برنامه چهارم سالانه 10 درصد مي بود همچنين آمده بود که منابع حاصل از واگذاري شرکت هاي دولت تدريجاً حذف و به بازسازي و نوسازي صنايع اختصاص داده شود. کل اعتبارات هزينه اي هم بايد تدريجاً در طول برنامه از محل غيرنفتي بودجه تامين شود. ذيل اين موارد تبصره اي وجود دارد که «مبالغ مندرج در جدول فوق پيش بيني بوده و طي برنامه بر اساس تحولات شاخص هاي کلان اقتصادي تعديل هاي لازم در آنها در قالب بودجه سنواتي به عمل خواهد آمد.» منظور از تعديل آن است که مثلاً ميزان ارز هر سال را در قيمت ارز در همان سال ضرب کنيم نه آنکه طي دو سال به جاي 75 ميليارد دلار، 120 ميليارد دلار منابع در نظر گرفته شود.»

وي خاطرنشان کرد؛ «در زمان تشکيل کابينه دوم آقاي خاتمي، مقام رهبري گفتند دو توقع از شما دارم، اول خودکفايي گندم و دوم اقدام اساسي براي کاهش وابستگي به نفت. پس بر اساس تفسير شما غکه پول نفت بوده و خرج شدهف اگر جايي اشتباهي شده، بر اساس صحبت مقام معظم رهبري، با صراحت بنويسيد. اگر نظرتان خلاف اين است با صراحت بنويسيد چند بند مهم سياست هاي کلي اصلاح شود.»

ستاري فر گفت؛ «در زمان دولت آقاي هاشمي کشور در صلح مسلح به سر مي برد و ويرانه هاي جنگ وجود داشت. در آن دولت در 2 سال اول منابع 30 ميليارد دلار بود. در 2 سال اول دولت آقاي خاتمي منابع دولت 29 ميليارد دلار بود در شرايطي که بحران سررسيد بدهي ها هم فرارسيده و کاهش قيمت نفت و خشکسالي هم گريبان کشور را گرفته بود. در تمامي اين دوران عملکرد اقتصادي کشور تقريباً قابل قبول است.

 در 2 سال اول آقاي احمدي نژاد، دستاورد هاي اصلاحي 16 سال وجود داشت. زيرساخت ها، افتتاح هاي عسلويه، سدها و پتروشيمي ها هم فراهم بود. ايشان در اين شرايط 120 ميليارد دلار منابع ارزي هم دريافت کردند، بحران حاد اقتصادي و خشکسالي هم وجود نداشت. با اين بستر ها و با توجه به چشم انداز ها بنا بوده بهتر کار کنيم. متر کار من قانون است. در سال هاي 80 ، 81 و 82 رشد اقتصادي 5/6 ، 7 و 1/7 بود و با منابع گسترده بايد در سال 84، رشد به 4/8 مي رسيد. در تنظيم برنامه چهارم دوستان گفتند چرا ايران را با مالزي، کره و ترکيه مقايسه کرديد. گفتيم ما يک بار خودمان را با گذشته مقايسه مي کنيم، يک بار با توان بالقوه کشور. الان وضعيت فعلي در مقايسه با امکان بالقوه کشور، قابل قبول نيست. مقايسه تطبيقي ايران با کشور هايي چون چين، هند، ترکيه و امارات که به ترتيب از رشدهاي 12 ، 8/9 ، 2/9 و 4/15 درصدي برخوردارند نشان مي دهد وضعيت شاخص رشد اقتصادي کشور مناسب نيست.
ايران در مقايسه با اين کشور ها و در عصر سياست هاي کلي نظام و چشم انداز 20 ساله، با توجه به ظرفيت تاريخي، اقليمي، جغرافيايي و منابع ارزي بايد رشد 15 درصدي داشته باشد. حال آنکه آقايان دولت مي گويند رشد 3/5 درصدي خوب است، رشدي که از رشد اقتصادي سال 82 کشور هم پايين تر است.»
ستاري فر در پاسخ به اشاره رهبر به گزارش صندوق بين المللي پول و بانک جهاني هم گفت؛ «اين موسسات اگر ملاک هستند، همواره به آن استناد کنيد. ضمناً اين موسسات دوجور گزارش راجع به کشورها تهيه مي کنند. يکي حسب نظر مسوولان اقتصادي کشور، يعني خود مسوولان راجع به اقتصاد کشورشان اظهار نظر مي کنند و ديگري گزارش خود موسسات. گزارشي که آقاي رهبر به آن استناد کرد همان گزارش اول يعني نظر مسوولان ايران نسبت به ايران است.در مقابل گزارش خود بانک جهاني به گونه اي است که از وضعيت اقتصادي ايران ابراز نگراني کرده است.»
ستاري فر افزود؛ «در 2 سال اول دولت آقاي احمدي نژاد علاوه بر 120 ميليارد دلار منابع ارزي، 80 ميليارد دلار هم انرژي مصرف شده يعني مجموعاً 200 ميليارد دلار. اگر چين و هند بخواهند 200 ميليارد دلار درآمد داشته باشند، بايد 2 هزار ميليارد دلار توليد کنند تا 10 درصد آن يعني 200 ميليارد دلار عايد شان شود. گاهي مي گويند چرا نفت نتوانست طي 55 سال نظام برنامه ريزي، موجبات شادي و بالندگي را فراهم کند. نفت بد نيست. انضباط و نظم برنامه ريزي ما مطابق اين نعمت نبوده است. 200 ميليارد دلار، فرصتي ايجاد کرد که از آن استفاده نشده است. رشد 5 درصدي با منابع 120 ميلياردي در مقابل 5/17 ميليارد دلار منابع بودجه 80، 81 و 82 و رشد هاي اقتصادي حدود 7 درصدي گواه چه چيزي است؟رشد اقتصادي مربوط به فعل و انفعال اقتصاد کشور است.

از آقاي رهبر مي خواهم براي افکار عمومي صراحتاً بگويند با 120 ميليارد دلار آيا در صنوف، پيمانکاران، خودروسازان و... لبخند مي بينيم؟ مي گوييم خودکفايي گندم اما 8/1 ميليون تن شکر، 2/1 ميليون تن برنج و يک ميليون تن گندم وارد مي کنيم. به جاي آنکه به يمن دلار نفت، سرمايه بين نسلي ايجاد شود، ايران شده بازار بين المللي ميوه که از شيلي، مصر، آفريقاي جنوبي، پاکستان و... وارد مي شود حال آن که ايران بايد بازار فناوري باشد.»

فرهاد رهبر در مقابل با اعلام اينکه ناچار است وارد اقتصاد سياسي شود جلد گزارش ربع قرن عملکرد نظام اقتصادي ايران را نشان داد که در زمان دکتر ستاري فر تهيه شده بود و گفت؛ «دوره جنگ، دوره اقتصاد جنگي بود که مردم از آن رضايت نسبي دارند. از اين دوران گذر مي کنم. آيا رشد اقتصادي چهار برنامه اقتصادي کشور رشد برنامه اي است. نوسان رشد اقتصادي در 16 سال به چه دليل است. رشد اقتصادي دائم نوسان داشته و با برنامه حرکت نمي کند. اين برنامه کفايت لازم براي تحقق هدف ندارد.» فرهاد رهبر بي توجه و بدون اشاره به منابع و شرايط کشور در شروع دوران دو دولت قبلي گفت؛ «اگر شروع حرکت در برخي دولت هاي قبل 6/1 درصد بوده چرا رشد 5/5 درصدي در شروع دولت احمدي نژاد مطلوب نيست؟»
وي دليل محقق نشدن رشد اقتصادي مورد نظر برنامه در شروع دولت احمدي نژاد را ناشي از محقق نشدن رشد مربوط به بهره وري خواند و گفت؛ «رشد اقتصادي شامل رشد واقعي و رشد بهره وري بود که رشد مربوط به بهره وري به نظر مطلوب نرسيد.
آقاي ستاري فر اشاره کردند به 120 ميليارد دلار. دولت خارج از مصوبات مجلس خرجي نکرده است. در سال 84، دولت 6/29 ميليارد دلار خرج کرده و در سال 85، 9/35 ميليارد دلار. پيش بيني يا رقم مصوب سال 86 هم 9/30 ميليارد دلار است. دولت سال هاي 68 تا 74، کشور را با بدهي 40 ميليارد دلاري مواجه کرد. آيا مبنا درآمد ارزي است؟
وي در خصوص واردات اقلام کشاورزي گفت؛ «برنج و گندم در شرايطي وارد شده که بودجه اضطراري کنار بودجه طبيعي داشته باشيم. ما براي آينده پيش بيني مي کنيم. ما الان در حال جنگيم نه جنگ دهه 60. استراتژي تهاجمي، سياست خارجي و دسترسي به انرژي هسته اي با چه قيمتي عوض مي شود. دستاورد امروز در استراتژي سياست خارجي مي تواند به دلار ارزيابي شود. بايد به مردم اطمينان بدهيم گندم و امنيت غذايي آنها را فراهم مي کنيم. بخش قابل توجهي از خرج هاي دولت هم 10ميليارد دلار واردات بنزين است. امروز دولت دارد برنامه مي ريزد 10 ميليارد دلار را پس انداز کند. آيا همه هدف رشد اقتصادي است. توسعه بدون عدالت را مردم تحمل نمي کنند. در سالي که رشد اقتصادي به 7 درصد رسيد، ضريب جيني و مشکلات طبقاتي را مطالعه کنيد. در ضريب جيني و شاخص عدالت عقب رفتيم.»

ستاري فر صحبت خود را با اعلام اينکه دکتر رهبر به سوالات ايشان جواب ندادند شروع کرد؛ «چه کسي ادعا کرد رشد متوازن داشتيم. اگر نگاه عميقي به چشم انداز و برنامه بکنيد، فصلي است به نام آمايش و توازن منطقه اي. در سال 80 در برنامه رديف توازن منطقه اي ايجاد کرديم. من خودم در زمان هاي خشکسالي بيشتر در منطقه محروم بودم. مشکل ما با شما ادبيات غيرمکتوب است. در تمام دولت هاي قبل اعداد مکتوب وجود دارد. در برنامه گفتيم رئيس جمهور تا پايان آذرماه هر سال بررسي عملکرد مواد قانوني برنامه، سياست اجرايي، متغيرهاي عمده کلان، توسعه بخشي و توسعه استاني، ارزيابي نتيجه کند. شما همانطور که آقاي غلامعلي حدادعادل هم گفتند، در دوران مسووليت خود در سازمان گزارش عملکرد ارائه نکرديد.»

ستاري فر با اشاره به اعداد اعلامي رهبر در خصوص مصارف بودجه هم گفت؛ «اعداد شما از ديد بودجه عجيب است. در بودجه 84 با متمم ها 4/35 ميليارد دلار دريافت کرديد. بودجه سال 85 برخلاف عدد عجيب شما با متمم 44 ميليارد دلار است. ضمن آن که در روز آخر دکتر توکلي در مجلس در حضور رئيس جمهور اعلام کردند که خوب نيست 5/2 ميليارد دلار ديگر هم برداشت شود و 5/2 ميليارد دلار متمم چهارم را از عملکرد بودجه عمراني کم کردند. ضمناً در خصوص ساير آمارهاي اعلامي دولت هم اعلام شده 10 ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي مصوب شده اما گزارش آنکتاد مي گويد اين رقم زير يک ميليارد دلار است. آمار و ارقام شما پراکنده و غير مدون است. شب قبل گفتيد اگر خاتمي پول داشت خرج مي کرديد. در 82 تا پايان اسفندماه 6/22 ميليارد دلار پول در حساب بود. 1/6 ميليارد دلار براي يکسان سازي نرخ ارز رفت به بانک مرکزي. 4 ميليارد دلار در دو سال داديم به طرح هاي عمراني براي سدها. 9/0 ميليارد دلار به خاطر فشار فرهنگيان به طرح مجلس اختصاص يافت. 11 ميليارد دلار هم ماند. در پايان سال 83 به اين مبلغ اضافه شد و به دولت نهم تحويل شد. پس دولت پول داشت و خرج نکرد.»

 ستاري فر افزود؛ «گفتيد بودجه خاتمي اشکال داشت. بودجه 85 را شما تصويب کرديد. چرا به 4 متمم ختم شد. استحضار داريد که در 8 سال دولت خاتمي يک متمم بودجه هم تقديم نشد. دولت نهم در سال 84 ، 35 ميليارد دلار مصرف کرده، سال 85 ، 45 ميليارد دلار. در سال 86 هم حداقل همين 45 ميليارد دلار مصرف مي شود. اگر جمع بزنيد مي شود 125 ميليارد دلار. يعني نسبت به ابلاغيه رهبري در سه سال 90 ميليارد دلار بيشتر مصرف مي شود. دولت ده ها کيلو چاق مي شود و مي خواهيم با اصل 44 آن را ده ها مثقال لاغر کنيم و 90 ميليارد دلار بايد در قالب بودجه براي وسعت بازار، اشتغال، توانمند شدن مردم و... هزينه شود. در صورت دادن وام از صندوق به بخش خصوصي، پول به حساب برمي گشت و به ازاي کسب و کار بخش خصوصي ماليات هم اخذ مي شد. مردم رو به توليد مي آوردند و دولت بزرگ نمي شد. استحضار داريد که شاخص هاي کلان اقتصادي به تبع اقتصاد سياسي رشد مي کنند.»
وي با اشاره به سخن رهبر در خصوص انرژي هسته اي گفت؛ «انرژي هسته اي از زمان ميرحسين موسوي بوده و در دولت هاي هاشمي و خاتمي ادامه داشت. در دولت خاتمي به دستاوردهايي رسيديم و در مقابل فشار عليه کشور شروع شد. در دولت احمدي نژاد دستاوردها بيشتر شد و نگوييد پول را برديم انرژي هسته اي ايجاد کرديم.»
وي در خصوص معلمان و پرستاران هم گفت؛ «اين دو گروه مولد و ارزشمند هستند. فرض کنيد دو ميليارد دلار به آنها پرداخت شد. بايد براي پرداخت طبق اصل 75 قانون اساسي نسبت به خلق منابع اقدام کنيد. الان حرف خطرناکي زديد، گفتيد کشور در حال جنگ است. دانشجويان از شما مي پرسند اگر جنگ است چرا بازار ميوه اينگونه است. براي ذخيره استراتژيک هم الان معادل سه سال ذخيره شکر و برنج داريم. اگر حرف شما درست است، حرف وزير کشاورزي را چگونه تفسير مي کنيد. در کشور در حال جنگ، مصارف کاهش مي يابد نه آنکه ميوه وارد شود. در جنگ بايد اقتصاد را کنترل کرد. در مورد رشد هاي بودجه جاري هم که دولت آن را بسيار کم دارد بايد بگويم، بودجه جاري 83 ، 32 هزار ميليارد بود، در 84 شد 35 هزار ميليارد و در 85 شد 40 هزار ميليارد که با رشدهاي اعلامي تطابق ندارد.»

رهبر مجدداً بدون پاسخگويي به سوالات ستاري فر، بحث ديگري مطرح کرد و گفت؛ آيا احکام و جداول دولت با هم سازگارند؟ ستاري فر گفت؛ «بله»

رهبر ادامه داد؛ «احکام برنامه چهارم در دولت گذشته تنظيم شد و به مجلس ششم رفت. از مجلس به شوراي نگهبان و مجدداً به مجلس آمد. شوراي نگهبان 126 مورد اشکال گرفت و برنامه در مجلس ششم با قيام و قعود تصويب شد و به مجمع رفت. مجدداً در مجلس هفتم برنامه تصويب شد و اصلاحات جدي در آن صورت گرفت. به رغم اصلاحات، تغييري در جداول صورت نگرفت. اطلاعات پايه تنظيم برنامه چهارم هم با نتايج سرشماري سال 85 متفاوت است. در مستندات برنامه گفتيد سالانه 760 هزار نفر به جمع بيکاران اضافه مي شود اما بر اساس آمار سرشماري سالانه يک ميليون و 200 هزار نيروي کار عرضه مي شود.

 الان در دنيا برنامه ريزي غلتان انجام مي شود. دکتر ستاري فر به سياست هاي کلي و فرمايش مقام معظم رهبري اشاره کرد. چقدر منويات مقام معظم رهبري در درون برنامه جا داده شده. ماده سه برنامه چهارم که در دولت تصويب شد و در مجلس هفتم تغيير کرد طوري بود که مرحوم مصدق و کاشاني بايد سر از قبر بيرون بياورند که نفت که ملي شد، در دوره جمهوري اسلامي رفت در دامن انگليس. ماده 3 برنامه خطرناک بود. در بودجه 85 براي اولين بار سعي شد چشم انداز عملياتي شود. براي نخستين بار برنامه سالانه دولت تنظيم شد.» رهبر بدون آنکه توضيحي براي اتهام خود در خصوص ماده 3 برنامه ارائه کند، گفت؛ «سدهايي که ساختيم به دارايي مولد تبديل نشده. کارآمدي بودجه عمراني که بوده 96 بيمارستان 96 تخت خوابه ساختيد اما بهره وري آن پايين بوده و هزينه هر تخت بيش از نرم بين المللي بوده است. هزينه ساختمان هم به جاي متوسط متري 200 هزار تومان، بيش از 600 هزار تومان بوده است.»رهبر دليل متمم هاي گوناگون بودجه سال 85 را که خودش مسوول آن بود، اين گونه اعلام کرد؛ «يکي از متمم ها دو درصد درآمد نفت براي مناطق نفت خيز بود. چون مردم در مضيقه هستند و توازن منطقه اي مناسب نيست.»

ستاري فر هم در پاسخ به رهبر گفت؛ «ما دو تن بايد به کارشناس بودن خود افتخار کنيم. ما کارشناس هستيم نه سياستمدار. من نماينده اپوزيسيون نيستم، نماينده نظام هستم. ظاهراً جا عوض شده. مهم ترين امور حاکميتي دولت، سياست گذاري و برنامه ريزي است. اگر برنامه چهارم غلط بود چرا آن را اصلاح نکرديد؟ به ايرادات شوراي نگهبان اشاره کرديد. تعداد زيادي از آن ايرادات شکلي بود و اهداف، منابع و مصارف برنامه را دگرگون نکرد. ماده 3 برنامه چهارم هم به اين دليل حذف شد که اساسنامه شرکت نفت حاضر نبود.

 در آن ماده گفتيم نفت زيرزمين ارزش ذاتي دارد که در حکم انفال است و دولت ها نبايد در آن دخل و تصرف کنند. يعني در بودجه تعرض به آن ممنوع است. بعد که نفت روي زمين آمد 10 ميليارد دلار به شرکت ملي نفت براي استخراج و... تعلق گيرد و 50 درصد به عنوان حقوق ويژه در اختيار دولت باشد. اولين بار بود که در قانون به ادبيات مالکيت عمومي اشاره شد. يعني 50 درصد درآمد نفت که سهم دولت بود هم بايد براي امور عمراني صرف مي شد و عدم وابستگي به نفت، اين ماده نه تنها ننگ کشور نيست، بلکه من به آن افتخار مي کنم. ماده 3 براساس سياست هاي کلي در برنامه گنجانده شده بود. طبق مواد سياست هاي کلي بايد درآمد نفت و گاز به دارايي مولد تبديل شود. ضمناً براي آباداني بايد سند توسعه استاني تدوين شود و در چارچوب چشم انداز، سندها عملي شود. در نامه استعفاي خودتان، اشکال گرفتيد به مصوبات استاني.»

رهبر گفت؛ «من استعفا ندادم.»

ستاري فر گفت؛ «همان نامه شما که در مطبوعات چاپ شد. ضمناً بگوييد چطور نفت به انگليس مي رود.»

 فرهاد رهبر در پايان بحث اعلام کرد که مي تواند شاخص هايي چون مخارج دولت به GDP، نسبت هزينه جاري به بودجه کل و... را ارائه کند اما نگفت چرا در دو شب مناظره اين شاخص ها را بيان نکرده است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/04/12ساعت توسط ناصرحضرتی |