ليلي گذشت و مجنون حالي خراب دارد
گفتم نگريم امّا ديدم ثواب دارد
مجنون منم كه ماندم ، اين خاك ، خاك ليليست
اي كاروان بياييد ، اين چاه ، آب دارد
چرخي زنيم در خود ، بي خود ز خود ، بچرخيم
دنيا پر است از چرخ ، دنيا شتاب دارد
سر مي گذارم امشب بر بالش قيامت
مژگان سر به زیرم ، عمريست خواب دارد
از وحشت قيامت ، زاهد مرا مترسان
ترس از قيامتم نيست ، دنيا حساب دارد