با نام و یاد خدای مهربان
خبر درگذشت استاد دکتر قیصر امین پور خیلی دور از انتظار و دردناک بود.من عاشق شعرهای او بودم.شاید کسی بهتر ازخودش نتوانسته بود زندگی اش را به تصویر کشد:
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم/ ولی دل به پائیز نسپرده ایم
اما تقدیر این بود که او دل به پائیز دهد و ما را با انبوهی از "خاطرات ترک خورده "تنها گذارد و مصداق سروده ماندگار خود شود که:"ناگهان چه زود دیر می شود!"با تسلیت به دوستداران و خانواده داغدارش از خدای مهربان برای روح لطیفش رحمت و مغفرت می طلبیم.

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم
...................................................................
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چه زود دیر می شود!
......................................................................
ديگر دلم هواي سرودن نمي كند
تنها بهانه ي دل ما در گلو شكست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه هاي عقده گشا در گلو شكست
اي داد،كس به داغ دل باغ،دل نداد
اي واي،هاي هاي عزا در گلو شكست
آن روزها ي خوب كه ديديم،خواب بود
خوابم پريد و خاطره ها در گلو شكست
«بادا» مباد گشت و «مبادا»به باد رفت
«آيا» ز ياد رفت و «چرا» در گلو شكست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست
...............................................................................